السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
213
تفسير الميزان ( فارسي )
وعده اى را كه به ايشان داد منجز كرد ، و زمين را در اختيار ايشان قرار داد ، و دين ايشان را تمكين داد ، و ترس ايشان را مبدل به امنيت كرد ، آرى بعد از در گذشت رسول خدا ( ص ) در ايام خلفاى راشدين ، اسلام را پيش برد ، و عزت داد ، و در نتيجه آن ترسى كه مسلمين از كفار و منافقين داشتند ، از ميان برفت . و مراد از استخلاف ايشان استخلاف خلفاى چهارگانه بعد از رسول خدا ( ص ) ، و يا تنها خلفاى سه گانه اول است ، و اگر استخلاف را به همه نسبت داده ، با اينكه همه مسلمين خليفه نبودند ، و خلافت مختص به سه و يا چهار نفر بود ، از قبيل نسبت دادن چيزى است كه مخصوص به بعض است به همه ، مثل اينكه مىگويند : بنى فلان كشته شدند ، با اينكه بعضى از آنان كشته شدند . بعضى « 1 » ديگر گفتهاند كه : اين آيه شامل عموم امت محمد ( ص ) مىشود ، و مراد از استخلاف امت وى و تمكين دين ايشان و تبديل خوفشان به امنيت اين است كه زمين را به ايشان ارث داد ، آن چنان كه به امتهاى قبل از اسلام ارث داد . و يا مراد استخلاف خلفاى بعد از رسول خدا ( ص ) ، و تمكين اسلام و شكست دادن دشمنان دين مىباشد ، كه خداى تعالى بعد از رحلت آن جناب وعده خود را وفا كرد ، و اسلام و مسلمين را يارى نموده ، شهرها و اقطار عالم براى آنان فتح شد . بنا بر اين دو قول ، آيه شريفه از پيشگويىهاى قرآن خواهد بود ، چون خبر از امورى داده كه هنوز در عالم تحقق نيافته ، و حتى آن روز اميدش هم نمىرفت . بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : اين آيه مربوط به مهدى موعود ( ع ) است ، كه اخبار متواتر از ظهورش خبر داده ، و فرموده كه : زمين را پر از عدل و داد مىكند همانطور كه پر از ظلم و جور شده باشد ، و مراد از « * ( الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * » رسول خدا ( ص ) و ائمه اهل بيت او ( ع ) است . ولى آنچه از سياق آيه شريفه به نظر مىرسد صرف نظر از مسامحه هايى كه چه بسا بعضى از مفسرين در تفسير آيات قرآنى دارند ، اين است كه بدون شك آيه شريفه درباره بعضى از افراد امت است نه همه امت و نه اشخاص معينى از امت ، و اين افراد عبارتند از كسانى كه مصداق * ( « الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ » ) * بوده باشند ، و آيه نص در اين معنا است ، و هيچ دليلى نه در الفاظ آيه و نه از عقل كه دلالت كند بر اينكه مقصود از آنان تنها صحابه
--> ( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 152 .